خرید بک لینک

اولش با خودم فکر می کردم واقعا چرا تو این دنیا وارد شدیم ، مگه سودمون تو این دنیا چیه؟ 

ما که یه مشت پوست استخونیم..... 

اما کم کم برام جا افتاد ، هر کدوم از ما آدما ، مثل عروسک های خیمه شب بازی می مونیم ، وارد صحنه میشیم ...نقشمون رو بازی می کنیم و بعد....

تازه فهمیدم چرا ما تو این دنیا که پر از زشتی هنوز زنده ایم....چون وجودی هست که بهش تکیه کنیم، چون امید داریم که می تونیم این دنیا رو تبدیل به بهشتی از خوبی ها کنیم....

من معتقدم ، و امیدوارم شما هم معتقد باشین که ما....

خودمون سرنوشت خودمون رو می سازیم و در کنارش امیدواریم که اونی که اون بالاست دستمون رو بگیره....

 

ما می تونیم به نوبه خودمون بهترین باشیم....پس.....هیچ وقت خودت رو دست کم نگیر.....

نذار حسی به تو دست بده که اون حس موجب نا امیدیت بشه... 

کسی که نا امیده یه حس بیشتر نداره و اون ....افسردگیه....افسردگی روح آدمو کدر می کنه، باعث میشه شیرین ترین لذت های زندگیمون رو از دست بدیم...

من همیشه با دو چیز می تونم به زندگیم ادامه بدم؛ یکی عشق و دومی امید... این دو مکمل هم اند ، وقتی عاشق باشی ، امید داری و وقتی امید داری که عاشق باشی...

همیشه تو زندگی ، حس هایی که بهتون آرامش میده رو تقویت کنین....

برچسب: امید , عشق , سرنوشت, نویسنده: فاطمه آقمیان تاريخ: چهارشنبه 31 ارديبهشت 1393 ساعت: 23:10

صفحه بندی